امروز تصمیم دارم بعد از یک مراسم عذر خواهی ،با تشریفات عالی از دلم بنویسم. برای آنکه بماند.

آهای تو...

تویی که هنوز با دلت، این عقیق مقدس سر جنگ داری. به حرفهام گوش کن. شاید روزی، ساعتی ،و ثانیه ایی دیگر فرصت برای شناختش نداشته باشی.

عقیق آسمانی من....

دوست دارم از همین امروز به دنبال آنچه در ابتدا همراه تو در وجودم نهاده شد باشم.

و هر آنچه که یافتم برایت بازگو کنم.

تا بازگردی به آنچه که بودی.

به همان شکل اولت.

همان روز اول آشنایی مان.

همان روزی که خدا

تو را در وجودم نهاد.